 |
|
 |
|
|
|
 |
|
منتخبِ
اشعار "آخرين
همسفر"
|
عليرغم حدود
ِ بيست عمل جراحی چشم (از جمله ، چهار پيوند ِ قرنيه) ، روز به روز
، سوی ِ چشمانم کمتر می شوند، تا بدان پايه که "به روز" کردن ِ
سايت ، ديگر عذابی ست اليم!
پس ، به
ناگزير : آنرا با همين شکل و شمايل و با همين مطالبش،در اينجا رها
می کنم....
م. ايل بيگی
17 ژوئن 2010
خسته
ام از
يکرنگیِ تکرار ، بی رنگیِ تکرار ...
*
آنچنان خاليم که درمانده ام و از خود پُرسان: کجاست نهايت ِ تُهی "
بودن " - و نمی گويم "شُدن" که مرا هرگز اينچنين خيالی برسر نبود و هنوز هم نيست !
دستم به کار نمی رود ( اگرچه يک عالمه کار تلنبارست ؛ اگرچه يک
عالمه کتاب است که می خواهم در " نشرِديگران " بيآورم ) ،
حرفی برایِ گفتن ندارم ( اگرچه گفتنی ها بسيارند)؛
اگرچه ...
چشمانم بامن ديگر اصلا راه نمی آيندو هيچ کتاب وروزنامه نمی توانم
بخوانم ، بسختی تيترهایِ تارنماهاراميخوانم
(خواندنِ خودِ مطالب؟ اصلا حرفش را نزنيد!) ...
پايم را از خانه به بيرون نمی گذارم (نه نفسش را دارم و نه پا و
کمرش را)... ظاهرم را که ببينيد ، خواهيد گفت "ماشااله ! " و خسته
ام از زدنِ سيلی به گونه هايم تا سرخ بنمايانند ! ...
خسته ام از يکرنگی تکرار ، خسته ام از بيرنگی ِ تکرار ! ای کاش می
توانستم به "يکرنگی " و به " بيرنگی " عادت کنم و
خسته شوم از
آنها !
دريعا که خستگی ام -حتا-
از آنان نيست که خسته ام از خستگی - بهمين سادگی !
دلم لک زده است که مثل ِ خيلی ها - مثلا مثل ِ شماها - باشم و "
اشتها " يم به فراوانی ِ " ديو " نيست ؛ برايم کافيست که کمی - ذره
ای - ، بی هن هن زدن راه بروم، آدم ها را بدانگونه ببينم که هستند-
و نه سايه وار، کمی کتاب ونشريه بخوانم - نه ديوانه وار به سانِ
سابق ، لااقل چندتائی در هفته ، در ماه ، در سال ... کمکی از
هرآنچه که در زندگی ِ روزمره ام داشتم - کم و بيش!
می بايست که با همسر و فرزندانم به تعطيلاتِ سالانه بروم که تا به
حال نرفتم - نه جانش را دارم و نه دل و دماغش را ... گرچه بايد که
بروم تا شايد هوائی تازه کنم و جانی بگيرم - و شايد که رفتم ...
*
بخوبی به ياد ندارم که " خسته از يکرنگیِ تکرار " يا " خسته از بی
رنگیِ تکرار" ، عنوانِ شعری ( يا مجموعه اشعاری) است از فرخ تميمی
يا منوچهر نيستانی . بهر حال يکی از اين دو عنوان (به احتمالِ زياد
" يکرنگی " ) را در جائی خوانده ام و ديگری ("بی رنگی " ) از منست.
دوشنبه
25
تير 86
/ 16
ژوئيه 07
آشفته تر از آنم
که بر آشفته گی ِ جهان بيافزايم !
غرقه در خود ِ خود ِ شدن را هرگز نيافتم
- و تمام ِ "مصيبت"م اينست !
ای کاش
- به قول ِ "شاملو" - ، می توانستم:
"خون ِ رگانم را در تو بدوانم
تا باورم کنی"
- ای کاش !
25 ژوئن 2010
|
|

PDF
HTLM |
|
|
اشعار |
|
|
نوشته های سياسی
|
|
|
رژيم ولايت فقيه ، يک رژيم ضدِ تثبيت |
|
کمونيست ها و ضرورتِ
برخورد با دين/
ناتواني بشر دين را آفريد و دين
ناتواني بشررا جاودانه کرد.
(1)
(2) |
|
فدائيان
اسلام
/
تقلب
در تاريخ ، سکهء رايج
در جمهوری
اسلامی
فدائيانِ
اسلام ، امروز ديگر آن مفهومِ محدودِ سالهايِ بيست را ندارد كه
توسط چهار تروريستِ قشري پايه گذاری شد . فدائيانِ اسلام ، امروز
يك جريانِ وسيعِ فكري است با زير بنايِ مشروعه طلبی و ولايتِ فقيه
كه مبتكرِ و بنيانگذار اصلی ِ آن شيخ قضل الله نوری ، " پيشوای ِ
كبيرِ " آن آيت الله كاشانی
، قهرمانِ آن نوابِ صفوی ، خطيبِ آن حجت الاسلام فلسفی ، بازوی ِ
مسلحِ آن سپاه پاسداران ، حاكمِ شرعِ آن حجت الاسلام خلخالی و
رهبر آن آيت الله خمينی است
... ادامه |
|
 سير مشروعه طلبی در
ايران
|

جنگِ دو رژيمِ حاکم
بر ايران
و عراق :
1-
کی ، چگونه و چرا آغاز شد ؟
2- خيراتِ جنگ
و مکافاتِ جنگ
|
|
قانون
اساسي ايران يا شمشير چوبين مبارزه
جلد اول
(پيشگفتار)
متنِ کامل
ما برخلاف كسانيكه بر روي كاغذ ماركسيست اند و نه در تحليل ، تكيه
كردن برروي خطراتِ عظيمي كه جناحِ "راديكال" [جناح خميني ] و نه
مذهب (مبارزهء ماركسيستها و طبقه، كارگر بارژيم سرمايه داري وابسته
به امپرياليسم ، مبارزهء طيقاتي است و نه مبارزه با مذهب) براي
جنبشِ خلقهايِ ايران دارد را ضربه زدن به جنبشِ توده أي نميدانيم
. كاملا برعكس معتقديم كه اگر همين امروز [ سالِ 1356]، در اين
لحظاتِ بسيار حساس از تاريخ كشور ما ، برعليه اين جناح موضع
نگيريم و ماهيتِ واقعي آنرا افشاء نكنيم به جنبشِ خلق و
طبقهءكارگر ضربه زده وبه آن
خيانت كرده ايم...
... ادامه |
|
اسلام بربسترچه شرايط تاريخي بوجود آمد؟
(مروري
درکتاب"محمد"اثر ماکسيم رودنسون)
(1)
(2)
(3) (4)
(5)
(6) |
|
|
|
... بيشتر |
|
|
|
ترجمه ها |
|
|
|
|
برتولت
برشت : تفنگ های ننه کارار |
| |
|
مرگ يک هنرمند قهرمان[ويکتور
خارا] |
|
|
ولاديمير
ماياکوفسکی:با
رفيق لنين |
|
پابلو
تورس : ضد شورش و جنگ انقلابی
1
2
3
4
5
6 7
8
9
متنِ
کامل
(دريک بخش) |
|
ما
توپاماروها (
تجربيات جنگ چريکی شهری در اروگوئه - جلد سوم -
با پيشگفتار « رژيس دبره » : « از آنها
بيآموزيم » )
1
2
3
4
5 6
|
|
آلبر کامو
: قرن ِ وحشت |
|
|
|
... بيشتر |
... بيشتر |
|
 |
|
| |